سه شنبه چهاردهم فروردین 1386
یادته اون دم آخر پرسیدم تنهایی می ری؟
تو سکوت کردی و گفتم زیر لب کاشکی بمیری
بعداز اون نامه نوشتی که بکن منو حلالم
تو خیال کردی که نفرین شده آمال وخیالم
وقتی پیغامتو خوندم من برات نامه نوشتم
که هنوز تویی بهارم تویی پردیس و بهشتم
یادته اون دم آخر بعد عمری بی قراری
حرف آخرت همین بود گفتی که دوستم نداری
آخر نامه گذاشتم گلتو تا که بدونی
یه روزی بهم می گفتی همیشه پیشم می مونی
دیگه زندگی گناهه وقتی از اینجا می ری تو
واسه این اون موقع گفتم کاش بمیری تو
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط : شازده

